تبليغاتX
"بسم الله الرحمن الرحیم"
... بنام خدای الرحمان ...
 
بنام خدای الرحمان

سلام ! نمی خوام چیزی بگم که هدفش صرفا گفتن باشه !! در پست قبل خواستم تا هر کسی دوست داره باهم کتابهایی رو بخونیم " یا علی " بگه و این دوستان گفتند :

امید

سیروس

ساحل

زهره بهتاج

محدثه آقاجانی

البته در وبلاگهای دیگه هم دوستانی هستند اما بهتره شروع کنیم ....

کتابهای پیشنهادی رو بگین (هرچندتا)

زمان ثبت نام همچنان برقراه ....

یا علی !

 

 

|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/04/13  |
 
بنام یاور بر حق!

سلام به هر کسی که توی این دنیای مجازی گذرش به اینجا افتاده !

قراره یه جورایی یه جنبش راه بندازم که بتونیم در جمع دوستانمون کتابهای مشخصی رو معرفی و مطالعه کنیم و در جو دوستانه ی وبلاگ ٬ نظرات ٬ نقد و تعریفهامون رو از کتابها به اشتراک هم بذاریم !

هر کس خواهانه بگه یا علی !

|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/04/04  |
 
مجنون هنگام راه رفتن کسي را به جز ليلي نمي ديد روزي شخصي در حال نماز خواندن در راهي بود و مجنون بدون اين که متوجه شود از بين او و مهرش عبور کرد مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هي چرا بين من و خدايم فاصله انداختي مجنون به خود آمد و گفت من که عاشق ليلي هستم تورا نديدم تو که عاشق خداي ليلي هستي چگونه ديدي که من بين تو و خدايت فاصله انداختم
|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/04/01  |
 
 

خدايا؛آنچنان غريق درياي غربتمان نكن كه به هر خاشاك عاطفه اي دست دراز كنيم.رنج تلخ است، ولي وقتي آن را به تنهايي مي كشيم تا دوست را به ياري نخوانيم،و چه تلخ است لذت را تنها بردن وچه زشت است زيبايي ها را تنها ديدن وچه بدبختي آزاردهنده ايست تنها خوشبخت بودن٬ در بهشت تنها بودن سخت تر از كوير است،در بهار هر نسيمي كه بر چهره ات ميزند ياد تنهايي رادر سرت زنده مي كند.تنها خوشبخت بودن خوشبختي اي رنج آور و نيمه تمام است.تنها بودن، بودني به نيمه است

شهيد دكتر علي شريعتي

|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/04/01  |
 

هدیه ای از یک دوست :

With money you can buy a house, but not a home. With money you can buy a clock, but not time. With money you can buy a bed, but not sleep. With money you can buy a book, but not knowledge. With money you can buy a position, but not respect. With money you can buy blood, but not life. Send this to your friends to bring luck to them; do not send money, because with money, you can’t buy luck. Good luck

|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/03/30  |
 
اصولا خدا همیشه سعی میکنه تا به یه بهونه هم شده ما رو متوجه حضور خودش کنه.. ما هم که چقدر خوب متوجه حضورش میشیم !!!!!!!!! ماشالله

غرض ! دیروز همینجوری رادیو رو روشن کردم ... طبق معمول موج اف ام ٬ ردیف ... شبکه ی جوان ! برنامه ی جوونی آزاد ! خانم رافعی داشت با آقایی که نمی دونم اسمش چی بود صحبت می کرد... حرف سر هر چی بود .. رسید به جایی که کارشناسه گفت :" می خوام از کتاب شرح حال زندگی بگم"

گفتم :"واااااااااااااااااااااااای!دوباره رفتیم تو فاز حرفای قلنبه سلمبه........"

اما حرفای کارشناسه  به جاهای خوبی رسید !

گفت:"من نمی خوام از کتاب "مردگان" بگم یا نمی خوام از کتاب مستحب و واجبات و عبادت بگم !!! من  می خوام از کتابی حرف بزنم که زندگی خوب رو به بهترین صورت ممکن شرح داده !

قرآن

و من جا خوردم و در برابر این مهربونی خدا که از طریق اون کارشناس ناشناس تلنگر خوردم٬ خدارو سپاس گفتم

به همین سادگی

|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/03/21  |
 

"دو راه بیشتر نداری!"

این حرف رو وقتی شنیدم که می خواستم تن بدم به خواسته ی شیطان!!!!!....

سرزنشم نکن!

بیشتر وقتها نمی فهمیم که کاری که می خواییم انجام بدیم یا حرفی که نوک زبونمون داره قلقلکمون میده تا آزاد بشه کار شیطونه یا نه!!آخه این"موجود رجیم"اونقدر کارای زشت رو زینت میده که اگه حواسمون نباشه تصور می کنیم داریم ثواب میکنیم!!!!

"دو راه بیشتر نداری!راه خدا وراه شیطان"...تعارف نداریم!!!..هیچ راه سومی در کار نیست!!!!!!!

اصلا کی گفته راه رسیدن به خدا راه آسونیه؟؟؟

کی میگه سختی و مشقت نداره؟؟؟

اصلا هم ساده نیست!

رسیدن به خدا که شوخی نیست!!!اگه طالب قدم گذاشتن توی این راهی باید از خودت کنده بشی.باید بتونی به وسوسه های دلچسب و شیرین شیطان "نه"بگی!اونم با قدرت...نه شل و ول!!!

راستش من با خودم گفتم تا کی میخوای روی سر انگشتش هی بچرخی وبچرخی و بچرخی؟...تا کی باید به خاطر یه لذت آنی خنده های شیطونو بلند کنی؟؟؟...تا حالا هر چی کاهلی کردم دیگه بسه..آخه دوست ندارم که بوی گند جهنم بگیرم!تو چطور؟

درسته که یک قدم تو  -صد قدم خدا میشه...ولی باید عزمت جزم باشه راه سختیه ...آره!

اما امیدمن به خداست...اینا شعار نبود...فقط بهت یادآوری کردم که

"دو راه بیشتر نداری!"

یا شیطان رانده شده

یاخدای رحمان و رحیم

یه سوال!

حالا که من و تو سر دوراهی هستیم...تو کدوم راهو انتخاب میکنی؟؟؟

|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/03/21  |
 
سلام...

چیه؟ ... چرا اینجوری نیگا می کنی؟ مگه دروغ می گم؟

ما ها افتادیم به جون این زمین ِ بی زبون و تا می تونیم هی ازش استفاده ی نابه جا می کنیم... هی شیره ی جونشو میکشیم ... هی ....

چیه؟... قبول نداری؟ خب پس بگو چرا لایه ی اوزون داره آسیب می بینه؟ چرا یخهای قطب شمال و جنوب دارن آب می شن؟ چرا هوا آلوده شده؟ اصلا چرا بارون نمیاد؟

تعارف که نداریم ! همش نتیجه ی کارای خودمونه

حالا مایی که داریم تیشه به ریشه ی این زمین بی نوا می زنیم میریم توی کرات دیگه دنبال حیات می گردیم... البته من از کشف مجهولات اونم فضاییش خیلی خوشم میاد ... بحث سر اینه که چرا به جای این ور و اون ور رفتن ٬ یه فکری به حال بدبختی زمین نمی کنیم ؟!

شنیدم که کاوشگر فونیکس نشسته روی مریخ ... حالا دارن تحقیق می کنن که اونجا چه خبره .. شنیدم که اختلاف دمای زیادی اونجان.. به گفته ی کارشناسی  در برنامه ی باشگاه دانشمندان جوان ٬ اگه یه انسان روی سطح کره ی مریخ بایسته  از نوک انگشت  تا بالای زانو احساس گرما ی شدید می کنه و از کمر به بالا احساس سرمای شدید!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! جالبه نه؟

من با شنیدن این موضوع دلم بدجوری به حال زمین سوخت... البته  بیشتر دلم به حال خودمون  سوخت... اگه چند سال دیگه  طاقت زمین هم طاق شد چی؟

اگه بیرونمون کرد و گفت هری ٬چی؟

این همه بحرانای جور واجور جوّی نتیجه ی  کار خودمونه.... از ماست که بر ماست

|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/03/21  |
 کتاب
بنام خدا

سلام ساده ی منو بپذیرین !

۲ روز پیش درگیر کتاب "گفتگوهای تنهایی " جلد دومِ دکتر شریعتی بودم...

 داستان :" تفسیر سمفونی "استقبال در ارلی"اثر شاندل"..

 از نظر من خیلی خوب بود... شما هم اگه وقت کردین بخونیدش.. ان شاء الله در پستهای بعد قسمتهایی از اون رو می نویسم... کاش می شد کتابهایی رو باهم می خوندیم و نقد می کردیم .. یا کتابهای مفید رو بهم معرفی می کردیم تا همه از دانش و تجربه ی هم سهمی می بردیم....

تا بعد

یا حق!

|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/03/16  |
 
بنام خدا....

سلام !

به قول شاعر : شاید که یک سلام آغاز گفت و گوست .. شاید برای رسیدن به شهر عشق ٬ این اولین قدم .. از خود گذشتن است...

سلام !... سلامم از اون سلامای جون دار و خفنیه که تا به یکی بگی جون می گیره ... می خوام مثل ماه بشم که فقط آرامش مهتابیشو هدیه میده... که نمی ذاره کسی از چاله چوله های  دلش باخبر بشه!

می خوام مثل ماه بشم .. نور بدم و با یاد خدا ٬ نورم ٬ حرفم ٬ عملم٬ کارم و .... جلوه ای از آرامش ناب خدا بشه....

آره! دلم لک زده که ماه بشم.. ماه تمام!!!

|+| نوشته شده توسط انسان.... در 87/03/12  |
 
 
بالا